پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹۲

خون در دلم ز غیرت آن گوشواره است

عالم سیاه در نظرم زان ستاره است

چون کودک یتیم درین تیره خاکدان

پهلوی خشک خویش مرا گاهواره است

بر من چنین که سخت گرفته است روزگار

آزاده آن شرار که در سنگ خاره است

تیغ دو دم ندیده چه بیداد می کند

آن ساده دل که طالب عمر دوباره است

صائب کسی که عاقبت اندیش اوفتاد

هر چند در ره است به منزل سواره است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ما را ز عشق درد و غم بیکرانه است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹۵تا در ترددست نفس، جان روانه است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ابر بهار گلشن رخسار، آینه است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۹۷با عارض تو چهره شدن کار آینه است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹۸جوهر غبار دیده حیران آینه است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹۹غم را اگر برون ندهد سینه آینه است
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۰۰هر غنچه زین چمن دل در خون نشانده ای است
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۰۱از فیض نوبهار، زمین بزم چیده ای است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.