پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹۱

چشم ترم که مشرق چندین ستاره است

بر آفتاب روی که گرم نظاره است؟

از داغ تازه ای که به دست تو دیده ام

چون لاله در کفم جگر پاره پاره است

ما می رویم در دهن شعله چون نسیم

چنگ گریز، کار سپند و شراره است

از دست و پا زدن نیم آزاد زیر چرخ

یک دم، چو طفل شوخ که در گاهواره است

از ره عنان بتاب که کارت به خیر نیست

دامن کش توکل اگر استخاره است

بر نقش پای مور به آهستگی خرام

زنجیر فیل مست مکافات، پاره است

شور حوادثم نجهاند ز خواب خوش

چندان که نازبالشم از سنگ خاره است

صد کاروان اشک گذشت و خبر نیافت

صائب ز بس به روی تو گرم نظاره است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹۳آب حیات ما ز شراب شبانه است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ما را ز عشق درد و غم بیکرانه است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹۵تا در ترددست نفس، جان روانه است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ابر بهار گلشن رخسار، آینه است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹۷با عارض تو چهره شدن کار آینه است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹۸جوهر غبار دیده حیران آینه است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹۹غم را اگر برون ندهد سینه آینه است
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۰۰هر غنچه زین چمن دل در خون نشانده ای است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.