پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۸

تا سینه ام به داغ محبت رسیده است

پروانه ام به مهر نبوت رسیده است

تا دل ز خارخار تمنا شده است پاک

بیمار من به بیشتر راحت رسیده است

نی می کند به ناخن من دیده شکر

تا مور من به خاک قناعت رسیده است

از بوی پیرهن گذرم آستین فشان

تا دست من به دامن فرصت رسیده است

گوهر شده است قطره سیماب جلوه ام

تا دیده ام به عالم حیرت رسیده است

لذت ز بوسه دهن مار می برم

تا پای من به حلقه صحبت رسیده است

یک عمر غوطه در جگر خاک خورده ام

تا ریشه ام به اشک ندامت رسیده است

دزدیده ام ز ننگ گرفتن در آستین

دستم اگر به دامن دولت رسیده است

غیرت شده است مهر دهان، ورنه عمرهاست

طومار صبر من به نهایت رسیده است

گوهر شده است در صدف قدر دانیم

گر قطره ای ز ابر مروت رسیده است

سیری ز دیدن تو ندارد نگاه من

چون قحط دیده ای که به نعمت رسیده است

کشتی ز چار موجه به ساحل رسانده است

صائب ز صحبت آن که به خلوت رسیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۹۰دل از حریم سینه به مژگان رسیده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹۱چشم ترم که مشرق چندین ستاره است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹۲خون در دلم ز غیرت آن گوشواره است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۹۳آب حیات ما ز شراب شبانه است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ما را ز عشق درد و غم بیکرانه است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹۵تا در ترددست نفس، جان روانه است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ابر بهار گلشن رخسار، آینه است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۹۷با عارض تو چهره شدن کار آینه است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.