پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۷

تا دست من به گردن مینا رسیده است

کیفیتم به عالم بالا رسیده است

باشد ز سر گرانی معشوق ناز عشق

گردنکشی ز باده به مینا رسیده است

از بیکسی رسیده به من در میان خلق

از گوشه گیری آنچه به عنقا رسیده است

شبنم به آفتاب رسانید خویش را

از همت است هر که به هر جا رسیده است

زین بحر بیکنار که در دیده من است

شورابه ای به کاسه دریا رسیده است

گلگل به رویش از دل پر خون شکفته ام

خارم اگر به آبله پا رسیده است

قسمت به ذره ذره رسانیده ام چو مهر

فیضی اگر ز عالم بالا رسیده است

گشته است توتیای قلم استخوان من

تا سرمه ام به دیده بینا رسیده است

از سر زدن پر آبله گشته است چون صدف

دستم اگر به دامن دریا رسیده است

بر روی من چو صبح در فیض وا شده است

تا دست من به دامن شبها رسیده است

خون می چکد ز ناله درد آشنای من

تا شیشه دل که به خارا رسیده است

ای عشق چاره سوز به فریاد من برس

کز درد، کار من به مداوا رسیده است

نعل مرا در آتش غیرت گذاشته است

داغی اگر به لاله حمرا رسیده است

صائب همان ز دامن آن ماه کوته است

هر چند آه من به ثریا رسیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸۹نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹۰دل از حریم سینه به مژگان رسیده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹۱چشم ترم که مشرق چندین ستاره است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۹۲خون در دلم ز غیرت آن گوشواره است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹۳آب حیات ما ز شراب شبانه است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ما را ز عشق درد و غم بیکرانه است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹۵تا در ترددست نفس، جان روانه است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ابر بهار گلشن رخسار، آینه است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.