پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۶

لعلت به خنده پرده گل را دریده است

آیینه از رخت گل خورشید چیده است

نظاره تو تازه کند داغ کهنه را

این لاله گویی ز دل آتش چکیده است

اسباب تیره بختی ما دست داده است

تا سرمه ات به گوشه ابرو رسیده است

کار تو نیست چاره درد من ای مسیح

این شیوه را تبسم او آفریده است

ما برق را بر آتش غیرت نشانده ایم

سیماب در قلمرو ما آرمیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸۸تا سینه ام به داغ محبت رسیده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۸۹نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۹۰دل از حریم سینه به مژگان رسیده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۹۱چشم ترم که مشرق چندین ستاره است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹۲خون در دلم ز غیرت آن گوشواره است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹۳آب حیات ما ز شراب شبانه است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ما را ز عشق درد و غم بیکرانه است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۹۵تا در ترددست نفس، جان روانه است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.