پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۵

هر کس بیاض گردن او را ندیده است

افسانه ای ز صبح قیامت شنیده است

آفاق محو قد قیامت خرام اوست

این مصرع بلند به عالم دویده است

آب حیات، خشک بود در مذاق او

هر کس به مستی آن لب میگون مکیده است

جز سبز تلخ من که برآورده است خط

تیغ سیاه تاب به جوهر که دیده است

خونی که مشک گشت دلش می شود سیاه

زان سفله کن حذر که به دولت رسیده است

معیار آرمیدگی مجلس است شمع

تا دل بجاست وضع جهان آرمیده است

صائب ز برگریز برد فیض نوبهار

چون غنچه هر که سر به گریبان کشیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸۷تا دست من به گردن مینا رسیده است
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۸۸تا سینه ام به داغ محبت رسیده است
  3. غزل شمارهٔ ۱۹۸۹نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
  4. غزل شمارهٔ ۱۹۹۰دل از حریم سینه به مژگان رسیده است
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۹۱چشم ترم که مشرق چندین ستاره است
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۹۲خون در دلم ز غیرت آن گوشواره است
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۹۳آب حیات ما ز شراب شبانه است
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۹۴ما را ز عشق درد و غم بیکرانه است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.