پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

باز آشفته‌ام آن زلف پریشان دارد

سر سودای توام بی‌سر و سامان دارد

چه عجب گر هوس روی تو دارم همه عمر

ذره دایم هوس مهر درخشان دارد

گر چه بیهوده ملامت کندم ناصح لیک

من و از عشق تو برگشت چه امکان دارد

خبر از منزل سلمی دهد انفاس نسیم

مژده شهر سبا پیک سلیمان دارد

ترک جان بایدش اول به سر راه فنا

هر که در دل هوس منزل جانان دارد

اولین گام چه پرسی که کدام است طریق

راه عشق است و دو صد دشت و بیابان دارد

ساغر می چو به کف چشمه خورشیدش بود

لب ساقی سزد ار لعل بدخشان دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸باد صبا که از سر زلف تو دم زند
  2. شمارهٔ ۵۹خوش آن عاشق که جان از عشق خوبان برنمی‌دارد
  3. شمارهٔ ۶۰نسیم آمد ز کوی یار و از وی بوی یار آمد
  4. شمارهٔ ۶۱چه خوش آنگه که تو را بر من مسکین نظری بود
  5. شمارهٔ ۶۲پس از مردن نگارم بر سر خاک مزار آمد
  6. شمارهٔ ۶۳چه حالتی‌ست که بر ما ز عشق روی نمود
  7. شمارهٔ ۶۴هزار شکل که از فضل کردگار ودود
  8. شمارهٔ ۶۵از سر کوی تو بی‌رحم سفر خواهم کرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.