پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

بهار آمد بگو یاران که گل در گلشن افشانند

به شادی جام می گیرند و از غم دامن افشانند

به زلف عنبرافشان شاهدان در محفل عشرت

عبیر عطرسا (؟) افشانند

بجز خار جفا باری نیارد آزمودم من

هر آن تخمی که از بهر وفا پروردن افشانند

چه باشد خوبرویان با رقیبان سرگران گردند

به کام دوستداران آستین بر دشمن افشانند

همی‌خواهم پس از مردن که گردم خاک میخانه

چو می‌ نوشند رندان جرعه‌ای هم بر من افشانند

افشان دامن از دنیا اگر مرد خدا هستی

که مردان خدا دائم ز دنیا دامن افشانند

بیا ساقی که در زیر زمین جمشید جم گوید

دریغ از رشحه ساغر که بر خاک من افشانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹خوش آن عاشق که جان از عشق خوبان برنمی‌دارد
  2. شمارهٔ ۶۰نسیم آمد ز کوی یار و از وی بوی یار آمد
  3. شمارهٔ ۶۱چه خوش آنگه که تو را بر من مسکین نظری بود
  4. شمارهٔ ۶۲پس از مردن نگارم بر سر خاک مزار آمد
  5. شمارهٔ ۶۳چه حالتی‌ست که بر ما ز عشق روی نمود
  6. شمارهٔ ۶۴هزار شکل که از فضل کردگار ودود
  7. شمارهٔ ۶۵از سر کوی تو بی‌رحم سفر خواهم کرد
  8. شمارهٔ ۶۶تا چند گردش فلکم قصد جان کند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.