پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

باد صبا که از سر زلف تو دم زند

زخمی به روی زخم دلم دم به دم زند

می خور در این زمانه که می راه غم زند

صد خیل غم کرشمه ساقی به هم زند

نازم گدای کوی خرابات را که او

جامی به یاد حشمت جمشید جم زند

عشاق را فضای غمت ساحت دل است

سلطان عشق خیمه به صحرای غم زند

دم می‌زنم ز خاک دربارگاه دوست

خورشید اگر ز مشرق بختم علم زند

مشق جنون بود ثمر درس عاشقی

از دفتری که خامه عشقت رقم زند

ساقی دلم ز گردش گردون خراب شد

دوری بزن که گردش گردون به هم زند

غوغای کفر و دین بود از شیخ و برهمن

عاشق صلای عشق به دیر و حرم زند

حاشا که ره ز منزل حیرت به در برد

صد خضر اگر به وادی عشقت قدم زند

زاین قیل و قال بیهده حال طرب نماند

مطرب مگر نوای نی از زیر و بم زند

رنج خمار شب نرساند گزند روز

جام صبوح ساغر اگر صبحدم زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰نسیم آمد ز کوی یار و از وی بوی یار آمد
  2. شمارهٔ ۶۱چه خوش آنگه که تو را بر من مسکین نظری بود
  3. شمارهٔ ۶۲پس از مردن نگارم بر سر خاک مزار آمد
  4. شمارهٔ ۶۳چه حالتی‌ست که بر ما ز عشق روی نمود
  5. شمارهٔ ۶۴هزار شکل که از فضل کردگار ودود
  6. شمارهٔ ۶۵از سر کوی تو بی‌رحم سفر خواهم کرد
  7. شمارهٔ ۶۶تا چند گردش فلکم قصد جان کند
  8. شمارهٔ ۶۷بوسی ز شهد لعل لبت از شکر لذیذ
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.