پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

نسیم آمد ز کوی یار و از وی بوی یار آمد

نیاز نیم‌شب ورد سحر آخر به کار آمد

به عمری از دیار یار ای دل بی‌خبر بودی

خبرها دارد اکنون قاصدی کز آن دیار آمد

به گوشم این سروش از پرده غیب آشکار آمد

که فیض رحمت ایزد به مست و هوشیار آمد

من از پیر مغان با هر خطا چشم عطا دارم

که بخشد عذرخواهی را چو او بر زینهار آمد

به کوی می‌فروش آن گوشه میخانه را نازم

که دیدم هر کس آن جا مست رفت و هوشیار آمد

گذشت از بزم می‌خواران و از می دامنی تر کرد

خوشم از زهد خشک زاهد پرهیزکار آمد

چه گویم چون ندارم اختیاری بر سخن گفتن

سخن چون در میان از حرف جبر و اختیار آمد

مرید کعبه عشقم که کمتر پاسبان آن جا

چو شد محرم حریم حرمتش را پرده‌دار آمد

به کام دل نیاسودم دمی در گوشه دامی

به گلزار و چمن چندین خزان رفت و بهار آمد

ز توفان بلا سرگشته در موج فنا غلتد

هر آن کشتی که از غرقاب عشقت بر کنار آمد

تو می‌خواهی برو چندین هزاران پیر پیدا کن

که از روز ازل ساغر مرید هشت و چار آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲پس از مردن نگارم بر سر خاک مزار آمد
  2. شمارهٔ ۶۳چه حالتی‌ست که بر ما ز عشق روی نمود
  3. شمارهٔ ۶۴هزار شکل که از فضل کردگار ودود
  4. شمارهٔ ۶۵از سر کوی تو بی‌رحم سفر خواهم کرد
  5. شمارهٔ ۶۶تا چند گردش فلکم قصد جان کند
  6. شمارهٔ ۶۷بوسی ز شهد لعل لبت از شکر لذیذ
  7. شمارهٔ ۶۸مستانه برون آمد دی مغ‌بچه از دیر
  8. شمارهٔ ۶۹دلم گرفته شد از صحبت صغیر و کبیر
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.