پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

به کوی عشق خراباتیان سرمستند

که در سماع و طرب با ستاره هم‌دستند

گروه باده‌کشانی به کوی میکده‌اند

که در ازل به یکی جرعه تا ابد مستند

به بی‌نوایی رندان مست خورده مگیر

که مردمان خدا پر دل و تهی‌دستند

هزار بند بلا در جهان آزادیست

گمان مبر که از این دام رستگان رستند

خوشا سعادت آنان که در طریقت عشق

ز خویشتن ببریدند و با تو پیوستند

به کوی عشق مرا فتح باب آن دم شد

که بر رخم در خواهش ز شش جهت بستند

زهی ستم‌ که حریفان انجمن بردند

مرا که توبه و پیمانه هردو بشکستند

روا بود که نکویان کنون جفا ببرند

که قدر مهر و وفا را چرا ندانستند

دل من است که با ناخن جفا ساغر

ز هر طرف ستم اندیشه مهوشان جستند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶باز آشفته‌ام آن زلف پریشان دارد
  2. شمارهٔ ۵۷بهار آمد بگو یاران که گل در گلشن افشانند
  3. شمارهٔ ۵۸باد صبا که از سر زلف تو دم زند
  4. شمارهٔ ۵۹خوش آن عاشق که جان از عشق خوبان برنمی‌دارد
  5. شمارهٔ ۶۰نسیم آمد ز کوی یار و از وی بوی یار آمد
  6. شمارهٔ ۶۱چه خوش آنگه که تو را بر من مسکین نظری بود
  7. شمارهٔ ۶۲پس از مردن نگارم بر سر خاک مزار آمد
  8. شمارهٔ ۶۳چه حالتی‌ست که بر ما ز عشق روی نمود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.