پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

سال‌ها منظر دل آینه روی تو بود

طاق محراب دعایم خم ابروی تو بود

من بیهوده‌نورد این همه ره گردیدم

یاد باد آن که گذارم به سر کوی تو بود

یاد باد آن که روان در لب جو می‌گشتم

سرو رعنای دلم قامت دلجوی تو بود

دل که دیوانه‌وش آشفته و حیران می‌گشت

عاشق روی تو و شیفته موی تو بود

در ازل عقل به دیوانگیم حکم نمود

زآن که زنجیر جنون حلقه گیسوی تو بود

فتنه گردش دوران نه ز من شورانگیخت

آفت جان و دلم نرگس جادوی تو بود

حرف شیرین‌دهنان دوش چو آمد به میان

شهد شکرشکن آن لعل سخن‌گوی تو بود

ابر و باران و مه و مهر ندارند اثر

آن که جا داد به گل‌های چمن بوی تو بود

پیش از آن دم که گلی بشکفد از گلشن عشق

ساغر دلشده را دیده و دل سوی تو بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵حسن رخ ماهم آفتاب ندارد
  2. شمارهٔ ۵۶باز آشفته‌ام آن زلف پریشان دارد
  3. شمارهٔ ۵۷بهار آمد بگو یاران که گل در گلشن افشانند
  4. شمارهٔ ۵۸باد صبا که از سر زلف تو دم زند
  5. شمارهٔ ۵۹خوش آن عاشق که جان از عشق خوبان برنمی‌دارد
  6. شمارهٔ ۶۰نسیم آمد ز کوی یار و از وی بوی یار آمد
  7. شمارهٔ ۶۱چه خوش آنگه که تو را بر من مسکین نظری بود
  8. شمارهٔ ۶۲پس از مردن نگارم بر سر خاک مزار آمد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.