پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

دل که دور فلکش خون سازد

چاره‌اش باده گلگون سازد

چاره درد دل مجروحم

زلف مشکین لب میگون سازد

کام اگر می‌طلبی عشق طلب

در گداییت چو قارون سازد

درد عشاق شفا کی یابد

از دوایی که فلاطون سازد

گردم جام مگر ساغر را

فارغ از گردش گردون سازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴به کوی عشق خراباتیان سرمستند
  2. شمارهٔ ۵۵حسن رخ ماهم آفتاب ندارد
  3. شمارهٔ ۵۶باز آشفته‌ام آن زلف پریشان دارد
  4. شمارهٔ ۵۷بهار آمد بگو یاران که گل در گلشن افشانند
  5. شمارهٔ ۵۸باد صبا که از سر زلف تو دم زند
  6. شمارهٔ ۵۹خوش آن عاشق که جان از عشق خوبان برنمی‌دارد
  7. شمارهٔ ۶۰نسیم آمد ز کوی یار و از وی بوی یار آمد
  8. شمارهٔ ۶۱چه خوش آنگه که تو را بر من مسکین نظری بود
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.