پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۱

نوبهار است دلا باده به جان باید زد

کوس بدنامی و مستی به جهان باید زد

پای‌کوبان به در میکده می‌باید رفت

وز کف پیر مغان رطل گران باید زد

باید از دایره زهد و ورع پای کشید

دست در حلقه گیسوی بتان باید زد

شیوه صومعه‌داران همه عجب است و غرور

از ره عجز در پیر مغان باید زد

عقل را چاره از این خرگه زنگاری نیست

خیمه عشق برون از دو جهان باید زد

یار می‌آید و از بهر نثار قدمش

دین و دل سهل بود دست به جان باید زد

ساغرا باده دیرینه گرت دست دهد

پیر گفته است که با تازه جوان باید زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳سال‌ها منظر دل آینه روی تو بود
  2. شمارهٔ ۵۴به کوی عشق خراباتیان سرمستند
  3. شمارهٔ ۵۵حسن رخ ماهم آفتاب ندارد
  4. شمارهٔ ۵۶باز آشفته‌ام آن زلف پریشان دارد
  5. شمارهٔ ۵۷بهار آمد بگو یاران که گل در گلشن افشانند
  6. شمارهٔ ۵۸باد صبا که از سر زلف تو دم زند
  7. شمارهٔ ۵۹خوش آن عاشق که جان از عشق خوبان برنمی‌دارد
  8. شمارهٔ ۶۰نسیم آمد ز کوی یار و از وی بوی یار آمد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.