پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

در سر کوی خرابات مغان مستانند

که به یک جام دو صد حشمت جم نستانند

وه چه صاحب‌نظرانند در آن منظر حسن

کز دم صبح ازل تا به ابد حیرانند

به حقیقت ز خط مرکز یک پرگارند

نقطه‌هایی که در این دایره امکانند

خفتگان سحر از قافله شب دورند

شهسواران ره عشق سحرخیزانند

عاقلانی که به دیوانگیم می‌خندند

در وصالند که فارغ ز غم هجرانند

ترک چشمان تو کز گوشه ابرو نگرند

بهر خون ریزی عشاق سیه مستانند

گر چه زلفین تو خود مایه کفرند ولی

از خط صفحه رخسار تو مصحف‌خوانند

زاهد ایمن بود از خرقه تزویر ولی

در کمین‌گاه نظر هر طرفی رندانند

از در پیر مغان فخر گدایی دریاب

که گدایان در پیر مغان سلطانند

ساغرا مغ‌بچگانند که از رشحه جام

بر سر تربت جمشید گلاب‌افشانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲دل که دور فلکش خون سازد
  2. شمارهٔ ۵۳سال‌ها منظر دل آینه روی تو بود
  3. شمارهٔ ۵۴به کوی عشق خراباتیان سرمستند
  4. شمارهٔ ۵۵حسن رخ ماهم آفتاب ندارد
  5. شمارهٔ ۵۶باز آشفته‌ام آن زلف پریشان دارد
  6. شمارهٔ ۵۷بهار آمد بگو یاران که گل در گلشن افشانند
  7. شمارهٔ ۵۸باد صبا که از سر زلف تو دم زند
  8. شمارهٔ ۵۹خوش آن عاشق که جان از عشق خوبان برنمی‌دارد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.