پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

گر به انصاف به بازار مکافات برند

حاصل هستی ما را به دو جو می‌بخرند

حالت عشق مجویید از این آدمیان

که اسیر خور و خوابند و کم از گاو و خرند

رنج و راحت بر هر قوم دگر هست ولی

عشق‌بازان بلاکش ز گروه دگرند

ما که رندیم و گدا واقفی ای شحنه عشق

خسروانند که سرمست کلاه و کمرند

خوب‌رویان که به عشاق جفا می‌ورزند

فارغ از ناله شب غافل از آه سحرند

راز عشقت نه خود از پرده برون می‌دادم

اشک گلگون و رخ زرد مرا پرده‌درند

مردمانی که ز بیگانه اجازت طلبند

آینه بر کف دستند و ولی بی‌بصرند

عاشقان را به ارادت نتوان کرد قبول

گر ز میدان بلا سر به سلامت ببرند

گر دلی چون زر خالص بودت مقبول است

قلب اندوده به بازار محبت نخرند

ساغر این می‌ خور و اندوه جهان هیچ مخور

عاقلان باده خورند و غم دنیا نخورند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱نوبهار است دلا باده به جان باید زد
  2. شمارهٔ ۵۲دل که دور فلکش خون سازد
  3. شمارهٔ ۵۳سال‌ها منظر دل آینه روی تو بود
  4. شمارهٔ ۵۴به کوی عشق خراباتیان سرمستند
  5. شمارهٔ ۵۵حسن رخ ماهم آفتاب ندارد
  6. شمارهٔ ۵۶باز آشفته‌ام آن زلف پریشان دارد
  7. شمارهٔ ۵۷بهار آمد بگو یاران که گل در گلشن افشانند
  8. شمارهٔ ۵۸باد صبا که از سر زلف تو دم زند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.