پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

شکر که ایام محنتم به سر آمد

تیره‌شبم را ز پی دگر سحر آمد

از در دولت دمید صبح امیدم

یار سفرکرده من از سفر آمد

حیرتم افزود از زلال محبت

هر که فزون خورد آب تشنه‌تر آمد

کار به کامم شد از امید وصالش

نخل مراد آخرم به برگ و بر آمد

گو بخورد خون دل ز غصه رقیبم

کز درم آن سرو ناز جلوه‌گر آمد

بر سر آنم که سر نهم به وفایش

گر چه جفایش فزون ز حد و مر آمد

مهر کسی در دلش نماند همین بس

ناله زارم مگو که بی‌اثر آمد

ساغر بی‌چاره را به روز وداعش

خون جگر بود کز دو چشم تر آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰در سر کوی خرابات مغان مستانند
  2. شمارهٔ ۵۱نوبهار است دلا باده به جان باید زد
  3. شمارهٔ ۵۲دل که دور فلکش خون سازد
  4. شمارهٔ ۵۳سال‌ها منظر دل آینه روی تو بود
  5. شمارهٔ ۵۴به کوی عشق خراباتیان سرمستند
  6. شمارهٔ ۵۵حسن رخ ماهم آفتاب ندارد
  7. شمارهٔ ۵۶باز آشفته‌ام آن زلف پریشان دارد
  8. شمارهٔ ۵۷بهار آمد بگو یاران که گل در گلشن افشانند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.