پرش به محتوای اصلی
ساغر کنگاوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

از کرم پیر مغان رطل گرانم بخشید

جان فدای کرمش باد که جانم بخشید

دید بی‌تاب و توانم ز غم عشق بسی

به یکی جرعه می تاب و توانم بخشید

به همه جام طرب داده به من باده شوق

آن چه دل در طلبش بود همانم بخشید

مرده بودم به عقب در چه زندان هوا

یک جهان جان و گران جان جهانم بخشید

کنج میخانه که ز نزهتگه ارباب صفات

بهر آسایش از آن گوشه مکانم بخشید

وندر آن گوشه میخانه و می بی‌خودیم

فیض آگاهی از اسرار نهانم بخشید

خشک و تر حاصلن از نایره عشق بسوخت

راحتی از غم هر سود و زیانم بخشید

من به شکرانه و جان گرامی ساغر

کاین همه فیض ازل پیر مغانم بخشید

هشتمین گوهر دریای امامت در طوس

دید چون زایرم این جمله از آنم بخشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹گر به انصاف به بازار مکافات برند
  2. شمارهٔ ۵۰در سر کوی خرابات مغان مستانند
  3. شمارهٔ ۵۱نوبهار است دلا باده به جان باید زد
  4. شمارهٔ ۵۲دل که دور فلکش خون سازد
  5. شمارهٔ ۵۳سال‌ها منظر دل آینه روی تو بود
  6. شمارهٔ ۵۴به کوی عشق خراباتیان سرمستند
  7. شمارهٔ ۵۵حسن رخ ماهم آفتاب ندارد
  8. شمارهٔ ۵۶باز آشفته‌ام آن زلف پریشان دارد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی ساغر کنگاوری

میرزاجعفر کنگاوری متخلص به ساغر از عالمان و شاعران بزرگ مکتب ادبی کرمانشاه در قرن سیزدهم، هم‌زمان با حکومت سلسله قاجاریان در ایران است. وی از شاعران برجسته دوره بازگشت و نیز از تاثیرگذاران شکل‌گیری این مکتب در دیار کرمانشاه است. وی اهل کنگاور بود (برخی ولادت وی را در قصر شیرین دانسته اند) وی تا پایان نوجوانی در کنگاور...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.