پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸

بهوش باش که در بارگاه رد و قبول

کمال عین ذواتست و فصل عین فصول

اگر قبول و گر رد کنی خلاصم کن

شدم هلاک ز ماخولیای رد و قبول

دچار او نشدم تا ز خویش برگشتم

فناست تجربه کردیم کیمیٰای قبول

رسیده شاهد معنی ز صورت زشتت

ببین که از چه به خود گشته‌ای دلا مشغول

نبوده یکنفسی بی‌پیاله تا بوده

رضی ز زهد و ریا بی‌حساب و نامعقول

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰گلها ز من شکفته مگر بانگ بلبلم
  2. غزل شمارهٔ ۵۱با رخ همچو صبح و زلف چو شام
  3. غزل شمارهٔ ۵۲چو از جور رقیبان از در او بار می‌بستم
  4. غزل شمارهٔ ۵۳پلاس تن به بر، از دست غم قبا کردم
  5. غزل شمارهٔ ۵۴جز در عشق بهر در که شدم خوار شدم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵تا بسر شوری از آن زلف پریشان دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶زبان در ذکر و دل در فکر آن نامهربان دارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷دور از و بسکه سوزم و سازم
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.