پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴

جز در عشق بهر در که شدم خوار شدم

خار بودم همه از عشق تو گلزار شدم

داشتم تا خبر از خویش نبودم خبری

تا شدم مست می عشق تو هشیار شدم

حرف ما گوش نمیکرد چه گفتیم رضی

کو همه گوش شد و من همه گفتار شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶زبان در ذکر و دل در فکر آن نامهربان دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷دور از و بسکه سوزم و سازم
  3. غزل شمارهٔ ۵۸گهی هشیار و گه مست و ملنگم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹وصالش دمی گر شود حاصلم
  5. غزل شمارهٔ ۶۰چون دم از سودای جانان میزنم
  6. غزل شمارهٔ ۶۱آنچه من از تو، خدا می‌بینم
  7. غزل شمارهٔ ۶۲یکدم که دست داده و با هم نشسته‌ایم
  8. غزل شمارهٔ ۶۳آنجا که وصف آن قد و بالا نوشته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.