پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰

چون دم از سودای جانان میزنم

آتش اندر آب حیوان میزنم

شور لیلی طاقتم را طاق کرد

همچو مجنون بر بیابان میزنم

جرعهٔ دردی بصد خون جگر

میکنم پیدا و پنهان میزنم

میکشم آهی بیاد لعل او

آتش اندر آب حیوان میزنم

گرچه مستم راه مسجد میروم

گرچه گبرم لاف ایمان میزنم

بی‌نیٰازم دار و معذورم اگر

خنده بر ناز طبیبان میزنم

عشقم اسباب بزرگی کرده ساز

تکیه بر جای بزرگان میزنم

داغ را هم داغ مرهم مینهم

زخم را هم زخم بر جان میزنم

گریه بر تاج فریدون میکنم

خنده بر تخت سلیمان میزنم

بر سر دریای خون جولان زنم

بی تو گر مژگان به مژگان میزنم

پادشاه وقت خویشم چون رضی

مهر طغرا را انالان میزنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲یکدم که دست داده و با هم نشسته‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۶۳آنجا که وصف آن قد و بالا نوشته‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۶۴دست شوقی با گریبان آشنا می‌خواستیم
  4. غزل شمارهٔ ۶۵ما بهر هلاک خود هلاکیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۶بی‌رخت گر بگل نظاره کنیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۷آموخت ما را آن زلف و گردن
  7. غزل شمارهٔ ۶۸بهار حسن یا بستان عشق است
  8. غزل شمارهٔ ۶۹حیفم آید که گویدش کس جان
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.