پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹

حیفم آید که گویدش کس جان

از کجا جان و از کجا جانان

زیر دست جفای تو زن و مرد

پایمال غم تو پیر و جوان

دست بر دل ز بیوفائی یار

داغ بر تن ز محنت هجران

بی‌وفائی، چه میکنی وعده

سست عهدی، چه میکنی پیمان

جور این درد میکشم ناچار

تا که دردم رضی کند درمان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن
  2. غزل شمارهٔ ۷۲مه نامهربانم بی‌گنه دامن کشید از من
  3. غزل شمارهٔ ۷۳مرا دستی است بالا دست گردون
  4. غزل شمارهٔ ۷۴روی یار است یا گل نسرین
  5. غزل شمارهٔ ۷۵نتوان گذشتن آسان از آن کو
  6. غزل شمارهٔ ۷۶تو بدین چشم شوخ و روی چو ماه
  7. غزل شمارهٔ ۷۷ای کاش که بود ما نبودی
  8. غزل شمارهٔ ۷۸کیم از جان خود سیری ز عمر خویش بیزاری
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.