پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴

روی یار است یا گل نسرین

کوی یار است یا بهشت برین

زیر دستت چه آفتاب و چه ماه

پایمالت چه آسمان چه زمین

چند از حسرت سراپایت

بی سرو پا شویم و بی دل ودین

همه زنار بر میٰان بندی

بشنوی حرفی از گوشه نشین

سر به چرخش فرو نمی‌آرم

گر سرم ز آسمٰان رسد به زمین

بد گمان گشته‌ای بکش زارم

کاین گمٰان میکشد مرا بیقین

بر‌ رخ او رضی عرق بنگر

گرد مه، گر ندیده‌ای پروین

بی‌طهارت نمیرسد به نجات

بی‌بکارت، نمیرسد کابین

چند ازین غافلی رضی برخیز

کاروان رفت بیش از ین منشین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶تو بدین چشم شوخ و روی چو ماه
  2. غزل شمارهٔ ۷۷ای کاش که بود ما نبودی
  3. غزل شمارهٔ ۷۸کیم از جان خود سیری ز عمر خویش بیزاری
  4. غزل شمارهٔ ۷۹این نگه و چشم و زلف و رو که تو داری
  5. غزل شمارهٔ ۸۰ای که به جز دلبری تو کار نداری
  6. غزل شمارهٔ ۸۱خوشتر ز بهشتی و بهٰاری
  7. غزل شمارهٔ ۸۲نمیدانی تو رسم دوست داری
  8. غزل شمارهٔ ۸۳چه التفات به خار و خس چمن داری
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.