پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۰

ای که به جز دلبری تو کار نداری

کار جز آزار جان زار نداری

ای همه داروی دل مگر تو بهشتی

وی همه آرام جان مگر تو بهاری

آنچه دل دشمنان بهم نسپندد

چند تو بر جان دوستان بگماری

بگسلم از جان و دل اگر بپذیری

بگذرم از هر چه هست اگر بگذاری

ریخت دلم آبرو که خونش بریزی

عذر نگوئی و گر بهانه نیاری

چند بر آن در روی و بار نیابی

مردنت اولی دلا که عار نداری

دور از آن مایهٔ حیات نمرده است

زنده رضی را دگر برای چه داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۲نمیدانی تو رسم دوست داری
  2. غزل شمارهٔ ۸۳چه التفات به خار و خس چمن داری
  3. غزل شمارهٔ ۸۴ای راندهٔ درگاه تو خواری و عزیزی
  4. غزل شمارهٔ ۸۵چشمم افتاد بر جمٰال کسی
  5. غزل شمارهٔ ۸۶بهار و باده و عشق و جوانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۷نه رسم دیر و نه آیین کعبه می‌دانی
  7. غزل شمارهٔ ۸۸ای که در ره عرفان مستمند برهانی
  8. غزل شمارهٔ ۸۹هجران اگر نکردی آهنگ زندگانی
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.