پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲

نمیدانی تو رسم دوست داری

نمیدانم که با جانم چه داری

مگو پیمان و عهدم استوار است

که در پیمان شکستن استواری

غمت چندانکه با ما سازگار است

تو صد چندان بما ناسازگاری

غبارم را توانی داد بر باد

اگر بر دل ز من داری غباری

دمار از روزگار غم بر آرم

اگر افتد بدستم روزگاری

رضی گوئی تو را دیگر چه حال است

خبر گویا ز حٰال مانداری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۴ای راندهٔ درگاه تو خواری و عزیزی
  2. غزل شمارهٔ ۸۵چشمم افتاد بر جمٰال کسی
  3. غزل شمارهٔ ۸۶بهار و باده و عشق و جوانی
  4. غزل شمارهٔ ۸۷نه رسم دیر و نه آیین کعبه می‌دانی
  5. غزل شمارهٔ ۸۸ای که در ره عرفان مستمند برهانی
  6. غزل شمارهٔ ۸۹هجران اگر نکردی آهنگ زندگانی
  7. غزل شمارهٔ ۹۰چند دلهای مبتلا شکنی
  8. غزل شمارهٔ ۹۱نگاهی دیدم از چشم سیاهی
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.