پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵

چشمم افتاد بر جمٰال کسی

که گرو برده ز آفتاب بسی

دعوی بندگی غیر مکن

که تو آزاد کردهٔ هوسی

بر مزن گرد شمع ما ای غیر

که نه پروانه‌ای نه خر مگسی

دل شوریده را چو ساغر می

نتوان داد هر زمان بکسی

رفته بر باد برگ این باغم

نه پس اندوزی و نه پیش رسی

ترک فریاد کن رضی کانجا

نرسد هیچکس بداد کسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۷نه رسم دیر و نه آیین کعبه می‌دانی
  2. غزل شمارهٔ ۸۸ای که در ره عرفان مستمند برهانی
  3. غزل شمارهٔ ۸۹هجران اگر نکردی آهنگ زندگانی
  4. غزل شمارهٔ ۹۰چند دلهای مبتلا شکنی
  5. غزل شمارهٔ ۹۱نگاهی دیدم از چشم سیاهی
  6. غزل شمارهٔ ۹۲نرگست آن کند به شهلائی
  7. غزل شمارهٔ ۹۳از لطف چو در نظر نمی‌آیی
  8. غزل شمارهٔ ۹۴درین بوستانم نه هایی نه هویی
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.