پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷

ای کاش که بود ما نبودی

یا بنمودی هر آنچه بودی

نگشود ز کعبه در کسی را

از ما در دیر را سجودی

ز افسانهٔ واعظان فسردیم

ای مطرب عاشقان سرودی

کی مرد غم تو بودم ای عشق

صد بار فزونم ار نمودی

جز دوست اگر ز دوست خواهی

در مذهب عاشقان جهودی

مجنون توام چنانکه بودم

با ما نه‌ای آنچنانکه بودی

ای دل چه به های های گریی

هوئی مگر از رضی شنودی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۹این نگه و چشم و زلف و رو که تو داری
  2. غزل شمارهٔ ۸۰ای که به جز دلبری تو کار نداری
  3. غزل شمارهٔ ۸۱خوشتر ز بهشتی و بهٰاری
  4. غزل شمارهٔ ۸۲نمیدانی تو رسم دوست داری
  5. غزل شمارهٔ ۸۳چه التفات به خار و خس چمن داری
  6. غزل شمارهٔ ۸۴ای راندهٔ درگاه تو خواری و عزیزی
  7. غزل شمارهٔ ۸۵چشمم افتاد بر جمٰال کسی
  8. غزل شمارهٔ ۸۶بهار و باده و عشق و جوانی
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.