پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱

ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن

جهان یکبارگی زیر و زبر کن

حذر از کوری خفاش طبعان

سری از منظر خورشید در کن

نگویم صورتم را بخش معنی

مرا از صورت و معنی بدر کن

ز پیش این پردهٔ پندار بردار

زمین و آسمان زیر و زبر کن

خبر گوئی از آن عیٰار دارم

برو ای بیخبر فکر دگر کن

جگر می پرور از خونابهٔ دل

غذای دل هم از خون جگر کن

رضی تا چند ازین بسیار گفتن

سخن اینجا رساندی، مختصر کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۳مرا دستی است بالا دست گردون
  2. غزل شمارهٔ ۷۴روی یار است یا گل نسرین
  3. غزل شمارهٔ ۷۵نتوان گذشتن آسان از آن کو
  4. غزل شمارهٔ ۷۶تو بدین چشم شوخ و روی چو ماه
  5. غزل شمارهٔ ۷۷ای کاش که بود ما نبودی
  6. غزل شمارهٔ ۷۸کیم از جان خود سیری ز عمر خویش بیزاری
  7. غزل شمارهٔ ۷۹این نگه و چشم و زلف و رو که تو داری
  8. غزل شمارهٔ ۸۰ای که به جز دلبری تو کار نداری
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.