پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶

بی‌رخت گر بگل نظاره کنیم

دشنه گردیم و سینه پاره کنیم

نه فراموشی و نه یاد کنی

خود بفرمای تا چه چاره کنیم

آتش عشق تو جهانسوز است

هرزه ما از میان کناره کنیم

داغ را هم به داغ سینه نهیم

زخم راهم به زخم چاره کنیم

با همه عیب و فسق و زرق و خیال

عیب رند شرابخواره کنیم

دلق سالوس اگر بیندازیم

بت و زنار آشکاره کنیم

چون رضی صد هزار جان خواهیم

تا فدایش هزار باره کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۸بهار حسن یا بستان عشق است
  2. غزل شمارهٔ ۶۹حیفم آید که گویدش کس جان
  3. غزل شمارهٔ ۷۰غمزه خونریز و عشوه در پی جان
  4. غزل شمارهٔ ۷۱ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن
  5. غزل شمارهٔ ۷۲مه نامهربانم بی‌گنه دامن کشید از من
  6. غزل شمارهٔ ۷۳مرا دستی است بالا دست گردون
  7. غزل شمارهٔ ۷۴روی یار است یا گل نسرین
  8. غزل شمارهٔ ۷۵نتوان گذشتن آسان از آن کو
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.