پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹

وصالش دمی گر شود حاصلم

چو نو دولتان بر نتابد دلم

که دارد حریفان نشانم دهید

طلسمی که بگشاید این مشکلم

نه آتش قبولم نمود و نه خاک

چه کردند یا رب در آب و گلم

رضی سان چه باک ار ندارم خرد

که من در جنون مرشد کاملم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱آنچه من از تو، خدا می‌بینم
  2. غزل شمارهٔ ۶۲یکدم که دست داده و با هم نشسته‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۶۳آنجا که وصف آن قد و بالا نوشته‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۶۴دست شوقی با گریبان آشنا می‌خواستیم
  5. غزل شمارهٔ ۶۵ما بهر هلاک خود هلاکیم
  6. غزل شمارهٔ ۶۶بی‌رخت گر بگل نظاره کنیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۷آموخت ما را آن زلف و گردن
  8. غزل شمارهٔ ۶۸بهار حسن یا بستان عشق است
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.