پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳

آنجا که وصف آن قد و بالا نوشته‌ایم

اقرار عجز خویش همان‌جا نوشته‌ایم

حاصل، دمی ز یاد تو غافل نبوده‌ایم

یا گفته‌ایم حرف غمت یا نوشته‌ایم

از سوز اشتیاق نیارم که دم زنم

کآتش گرفته دست و قلم تا نوشته‌ایم

گر حکم سر نوشته «سمعنا»ش گفته‌ایم

ور قصد جان نموده «اطعنا» نوشته‌ایم

گویی بنوش باده که عمرت شود دراز

ما خط عمر خویش به شب‌ها نوشته‌ایم

دانیم راه راست ولی بهر مصلحت

خط الف به عادت ترسا نوشته‌ایم

شد پشت و روی نامه سیه با وجود آن

از صد هزار حرف یکی نانوشته‌ایم

ناخوانده نامه پاره کند دور افکند

نام رضی به هزره در آنجا نوشته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵ما بهر هلاک خود هلاکیم
  2. غزل شمارهٔ ۶۶بی‌رخت گر بگل نظاره کنیم
  3. غزل شمارهٔ ۶۷آموخت ما را آن زلف و گردن
  4. غزل شمارهٔ ۶۸بهار حسن یا بستان عشق است
  5. غزل شمارهٔ ۶۹حیفم آید که گویدش کس جان
  6. غزل شمارهٔ ۷۰غمزه خونریز و عشوه در پی جان
  7. غزل شمارهٔ ۷۱ز خواب ناز خیز و فتنه سرکن
  8. غزل شمارهٔ ۷۲مه نامهربانم بی‌گنه دامن کشید از من
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.