پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷

دور از و بسکه سوزم و سازم

شده نزدیک آنکه بگدازم

هیچ افسون در او نمیگیرد

آه از دست ترک طنازم

در و دیوار در سماع آیند

ارغنون غمش چو بنوازم

از جمادات شور برخیزد

چون بیادش ترانه آغازم

گر بخونم دمی نپردازد

دل خونین ازو بپردازم

عالم از غم شود، چه میسازد

من که جز با غمش نمیسازم

کو خرابات عاشقان که در او

هر چه دارم ببٰاده در بازم

میکشم گفتهٔ رضی را من

تو مکش زانکه میکشد نازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹وصالش دمی گر شود حاصلم
  2. غزل شمارهٔ ۶۰چون دم از سودای جانان میزنم
  3. غزل شمارهٔ ۶۱آنچه من از تو، خدا می‌بینم
  4. غزل شمارهٔ ۶۲یکدم که دست داده و با هم نشسته‌ایم
  5. غزل شمارهٔ ۶۳آنجا که وصف آن قد و بالا نوشته‌ایم
  6. غزل شمارهٔ ۶۴دست شوقی با گریبان آشنا می‌خواستیم
  7. غزل شمارهٔ ۶۵ما بهر هلاک خود هلاکیم
  8. غزل شمارهٔ ۶۶بی‌رخت گر بگل نظاره کنیم
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.