پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵

ای عشق نگویم که به جای خوشم انداز

یکبار دگر در تف آن آتشم انداز

آتش چه زنی بر دلم از نام جدائی

این حرف مگو با من و در آتشم انداز

بیماری خود داده به ما نرگس مستش

ای دیده ز پر کالهٔ دل مفرشم انداز

یا رب نپسندی که بخواهم ز تو چیزی

یا رب به کریمی خود از خواهشم انداز

از مغز سر خویش رضی شعله بر افروز

و اندر دل بی عزت خواری کشم انداز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷مرا چگونه نباشد حضور عیش و فراغ
  2. غزل شمارهٔ ۴۸بهوش باش که در بارگاه رد و قبول
  3. غزل شمارهٔ ۴۹همه دردم همه داغم همه عشقم همه سوزم
  4. غزل شمارهٔ ۵۰گلها ز من شکفته مگر بانگ بلبلم
  5. غزل شمارهٔ ۵۱با رخ همچو صبح و زلف چو شام
  6. غزل شمارهٔ ۵۲چو از جور رقیبان از در او بار می‌بستم
  7. غزل شمارهٔ ۵۳پلاس تن به بر، از دست غم قبا کردم
  8. غزل شمارهٔ ۵۴جز در عشق بهر در که شدم خوار شدم
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.