پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷

جائی که به طاعات مباهات توان کرد

محراب صنم قبلهٔ حاجات توان کرد

من روی به کعبه نهم از خاک در تو

از کعبه اگر رو به خرابات توان کرد

چون روح قدس در طلب زندهٔ شوقم

در عشق تو اظهار کرامات توان کرد

نه جرأت پروانه و نه تاب سمندر

دعوی محبت به چه آیات توان کرد

آنجا که منم ز اهرمن اعجاز توان دید

و آنجا که توئی بندگی لات توان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹گر نقاب از رخ آن صنم گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۰به من آن مه دگر امشب نسازد
  3. غزل شمارهٔ ۳۱سرم بالش تنم مفرش بسوزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۲حیف که اوقات ما تمام هبا شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۳در روی تو دل به ما نمیمٰاند
  6. غزل شمارهٔ ۳۴مرا نه سر نه سامان آفریدند
  7. غزل شمارهٔ ۳۵ای کاش که سجاده به زنار فروشند
  8. غزل شمارهٔ ۳۶مگر شور عشقت ز طغیان نشیند
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.