پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶

مگر شور عشقت ز طغیان نشیند

که بحر سر شکم ز طوفان نشیند

مگر بر کنار است زان روی زلفش

که پیوسته چون من پریشان نشیند

عجب بادهٔ خوشگواریست عشقت

که در خوان گبر و مسلمان نشیند

نشسته است ذوق لبت در مذاقم

چو گنجی که در کنج ویران نشیند

نشسته بر آن روی زلف سیاهش

چو کفری که بالای ایمان نشیند

اجل گشته آنرا که در خوابش آئی

سراسیمه خیزد پریشان نشیند

هر آنکو فکندم جدا از عزیزان

الهی به مرگ عزیزان نشیند

قبای سلامت به آن رند بخشند

که از هستی خویش عریان نشیند

رضی شد پریشان آن زلف یا رب

پریشان کننده پریشان نشیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸شورش دوشین ما از می و ساغر نبود
  2. غزل شمارهٔ ۳۹چه خواهی ز دفتر تو ای خاک بر سر
  3. غزل شمارهٔ ۴۰آن برو رویست یا نور است یا قرص قمر
  4. غزل شمارهٔ ۴۱بی‌پرده برون میا که بسیار
  5. غزل شمارهٔ ۴۲چند ز دوران چرخ چند ز هجران یار
  6. غزل شمارهٔ ۴۳آن روی چون ماه آن زلف چون مار
  7. غزل شمارهٔ ۴۴شور عشقی کرده بازم بیقرار
  8. غزل شمارهٔ ۴۵ای عشق نگویم که به جای خوشم انداز
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.