پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲

چند ز دوران چرخ چند ز هجران یار

سینه شود شعله خیز، دیده شود اشکبار

آنچه کشیدم ازو من بیکی جرعه می

میکده‌ها بایدم از پی دفع خمار

من همه صحرای عشق او همه دریای حسن

من همه شور و جنون او همه باد بهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴شور عشقی کرده بازم بیقرار
  2. غزل شمارهٔ ۴۵ای عشق نگویم که به جای خوشم انداز
  3. غزل شمارهٔ ۴۶چه شور افتاده در دلها ز شیرین لعل خندانش
  4. غزل شمارهٔ ۴۷مرا چگونه نباشد حضور عیش و فراغ
  5. غزل شمارهٔ ۴۸بهوش باش که در بارگاه رد و قبول
  6. غزل شمارهٔ ۴۹همه دردم همه داغم همه عشقم همه سوزم
  7. غزل شمارهٔ ۵۰گلها ز من شکفته مگر بانگ بلبلم
  8. غزل شمارهٔ ۵۱با رخ همچو صبح و زلف چو شام
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.