پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴

مرا نه سر نه سامان آفریدند

پریشانم به سامان آفریدند

نه دستم از گریبان واگرفتند

نه در دستم گریبان آفریدند

نه دردم را طبیبان چاره کردند

نه بیدردم چو ایشان آفریدند

نیامیزد سر دردت به گردم

که دردم عین درمان آفریدند

ز من با آنکه بی او نیستم من

بیابان در بیٰابان آفریدند

زلیخا گو چمن گلخن کن از آه

که یوسف بهر زندان آفریدند

مرا گویی پریشان از چه روئی

سر و زلفش پریشان آفریدند

رضی از معرفت بوئی نداری

تو را کز عین عرفان آفریدند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶مگر شور عشقت ز طغیان نشیند
  2. غزل شمارهٔ ۳۷شب دوشم جمالی در نظر بود
  3. غزل شمارهٔ ۳۸شورش دوشین ما از می و ساغر نبود
  4. غزل شمارهٔ ۳۹چه خواهی ز دفتر تو ای خاک بر سر
  5. غزل شمارهٔ ۴۰آن برو رویست یا نور است یا قرص قمر
  6. غزل شمارهٔ ۴۱بی‌پرده برون میا که بسیار
  7. غزل شمارهٔ ۴۲چند ز دوران چرخ چند ز هجران یار
  8. غزل شمارهٔ ۴۳آن روی چون ماه آن زلف چون مار
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.