پرش به محتوای اصلی
رضی‌الدین آرتیمانی رضی‌الدین آرتیمانی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵

روی تو که رنگ از رخ گلهای چمن برد

هوش از سر و طاقت ز دل و تاب و توان برد

جز فتنه و آشوب ندانست دگر هیچ

چشمت که ز مردم سخن آورد، ز من بُرد

ار سوخت ز خود بلبل و افروخت ز خود گل

بوی تو مگر باد صبا سوی چمن بُرد

دست من و دامان تو قاصد که ز هجران

دور از تو رضی سر به گریبان کفن برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷جائی که به طاعات مباهات توان کرد
  2. غزل شمارهٔ ۲۸صبا هر گاه وصف آن پری کرد
  3. غزل شمارهٔ ۲۹گر نقاب از رخ آن صنم گیرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۰به من آن مه دگر امشب نسازد
  5. غزل شمارهٔ ۳۱سرم بالش تنم مفرش بسوزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۲حیف که اوقات ما تمام هبا شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۳در روی تو دل به ما نمیمٰاند
  8. غزل شمارهٔ ۳۴مرا نه سر نه سامان آفریدند
همه‌ی غزلیات ←

رضی‌الدین آرتیمانی درباره‌ی رضی‌الدین آرتیمانی

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان به دنیا آمد. در ایام جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد و در سلک شاگردان میرمرشد بروجردی درآمد. میررضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.