پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۰

حیف است که دستی به نمکدان تو یابند

زاغان هوس را، مگس خوان تو یابند

ای گل ز صبا راه بگردان که مبادا

مرغان به نسیمش ره بستان تو یابند

باید که رسد جان به لب خضر و مسیحا

تا قطرهٔ از چشمهٔ حیوان تو یابند

آن فتنه که در خون کشد آشوب قیامت

در سلسلهٔ زلف پریشان تو یابند

چون شعر تو عرفی نگزینند؟ که عالی است

هر بیت که در صفحهٔ دیوان تو یابند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۲ز کوی عشق مَلَک دل‌شکسته می‌آید
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۳گشود زلف معنبر شمال، تا چه کند
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۴هر جا که مست و غمزه زن، آن عشوه آئین می رود
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۵بازم به طوف کعبه احرام تازه شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۶گشتم اندر دل خوبان، همه خوبان خودند
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۷خوشا کسی دم آب بی شراب نخورد
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۸کسی به دیدهٔ ناموس خار می آید
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۹شبی که در قدم وصل یار می‌گذرد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.