پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۲

ز کوی عشق مَلَک دل‌شکسته می‌آید

مسیح می‌رود آنجا و خسته می‌آید

شهید ناوک آنم که چون رود به شکار

غزال قدس به فتراک بسته می‌آید

زمانه گلشن عیش که را به یغما داد

که گل به دامن ما دسته‌دسته می‌آید

هجوم درد بدان گونه بسته راه نفس

که بر لبم ز درون خسته خسته می‌آید

هوس به همت عرفی مگر شبیخون زد

که زخم‌دار و به محمل نشسته می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۴هر جا که مست و غمزه زن، آن عشوه آئین می رود
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۵بازم به طوف کعبه احرام تازه شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۶گشتم اندر دل خوبان، همه خوبان خودند
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۷خوشا کسی دم آب بی شراب نخورد
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۸کسی به دیدهٔ ناموس خار می آید
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۹شبی که در قدم وصل یار می‌گذرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۰عاشقان گر به دل از دوست غباری دارند
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۱آن کس که مرا با دل غمناک بر آورد
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.