پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۱

آن کس که مرا با دل غمناک بر آورد

نتواندم از بوتهٔ غم پاک بر آورد

آن نشأیِ شوخی که بر آورد گل از شاخ

چون لاله مرا با جگر چاک بر آورد

دود دلم از چشم بداندیش نهان است

با آن که سر از روزن افلاک بر آورد

ذاتش هم خود روست، از آن غیرت معشوق

در بر رخ نظارهٔ ادراک بر آورد

آن گنج که جوید ز ملایک دل عرفی

از عرش فرود آمد و از خاک بر آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۳کی دلم شاد از می ناب و نوای نی شود
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۴دلی کز حسن آن گل، در نظر گلزارها دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۵جان به یاد لبت، شکر خاید
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۶کسی که از اَلَم عشق بی دماغ شود
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۷چه گرمی است که در سر شراب می سوزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۸معلوم کز ترشح اشکی چه کم شود
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۹آن که در راه طلب ماند و پایی نکشد
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۰وعظ من گرد فشانندهٔ عصیان نشود
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.