پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۵

جان به یاد لبت، شکر خاید

دل به دندان غم، جگر خاید

ظن سیری مبر که لقمهٔ خام

بخت پیر است و دیرتر خاید

دل آشفته بخت من تا چند

جای انگشت نیشتر خاید

آن که گیرد مزاج پروانه

شعله چون میوه های تر خاید

بس که یابد حلاوت از پرواز

طایر شوق، بال و پر خاید

لب شادی ببست یک چندی

عرفی اکنون لب دگر خاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۷چه گرمی است که در سر شراب می سوزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۸معلوم کز ترشح اشکی چه کم شود
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۹آن که در راه طلب ماند و پایی نکشد
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۰وعظ من گرد فشانندهٔ عصیان نشود
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۱آنان که وصف تو تقریر می‌کنند
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۲بیا که نغمه گشایان نفس به نی بستند
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۳مجنون که عیشش از غم لیلی شود لذیذ
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۴گر مرد وفایی ره بازار الم گیر
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.