پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۳

مجنون که عیشش از غم لیلی شود لذیذ

حرمان به کام او چو تمنا شود لذیذ

حشمت به لذت است ولی که رسد به صلح

کی اضطراب همچو تسلی شود لذیذ

این تلخ گریه را شکرآمیزش کن به خند

تا گریه ام چو خنده به سلمی شود لذیذ

بی تربیت شمائل حسنت کمال یافت

بی آفتاب میوهٔ طوبی شود لذیذ

چون سر کنم حدیث تو با ذوق اهل حال

کاری کنم که لفظ چو معنی شود لذیذ

عرفی چه خوش بود که چو بوسی کنم سوال

مانند بوسه بر لبش از می شود لذیذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۵شراب یأس به جام و سبوی ما بگذار
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۶چگونه سوز غم او دهم به سوز دگر
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۷جان غمگین مفروش و دل خشنود مخر
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۸باد دی گو ورق لاله و شمشاد ببر
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۹به لب آرام گیر ای جان غمگین یک دمی دیگر
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۰برو ای غم خبری از دل آواره بیار
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۱همین معامله ما را بس است با زنار
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۲العطش ای عشق، تلخ آبی به خاک ما بریز
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.