پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۰

برو ای غم خبری از دل آواره بیار

آن چه در این سفر اندوخته یکباره بیار

من ز داروی اجل چارهٔ دل یافته ام

ای مسیح ار بودت بهتر ازین چاره، بیار

ای اجل جان ندهد اهل وفا، سعی مکن

یا برو رخصت از آن غمزهٔ خونخواره بیار

آتش طور، بهشت است، چنین نیست حلال

عشق اگر می طلبی رو دل صد پاره بیار

عرفی این گونه دل جان مفشانی هرگز

جمع کن هر چه به هیچ ارزد و یکباره بیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۲العطش ای عشق، تلخ آبی به خاک ما بریز
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۳جان رفت و سوزد از تو دل ناتوان هنوز
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۴ای دل ز شوق آن مه نامهربان بسوز
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۵مده تسلی ام از صلحِ بیم دار هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۶مُردم و دارد جمال او دلم روشن هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۷داغ داغم کرد یأس و طالب کامم هنوز
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۸دیده ام پژمرده و حیران گل رویم هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۹حاشا که برق حسن بود عشق خانه سوز
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.