پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۲

العطش ای عشق، تلخ آبی به خاک ما بریز

از شرابی جرعهٔ بر جان پاک ما بریز

باغ ناموسیم، آب میوهٔ ما زهر باد

شبنم آسودگی از برگ تاک ما بریز

از رهش ما را چه می سنجی، مروت را بسنج

آبروی دشنهٔ نازی به خاک ما بریز

ارغوان زار حیا شد پایمال زعفران

مست خونی بر دهان خنده ناک ما بریز

بر لب سیراب عرفی ریختی صد چشمه زهر

جرعه ای هم بر درون چاک چاگ ما بریز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۴ای دل ز شوق آن مه نامهربان بسوز
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۵مده تسلی ام از صلحِ بیم دار هنوز
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۶مُردم و دارد جمال او دلم روشن هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۷داغ داغم کرد یأس و طالب کامم هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۸دیده ام پژمرده و حیران گل رویم هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۹حاشا که برق حسن بود عشق خانه سوز
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۰نگویمت بنشین در قدح شراب انداز
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۱بزم وصلت دیده ام، آن زهر در جام است و بس
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.