پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۰

نگویمت بنشین در قدح شراب انداز

کرشمه ای کن و یک شهر در خراب انداز

زبان ناز فصیح و لب نیاز به مهر

بیا و طرح سؤالات بی جواب انداز

همه نتیجهٔ سیرابی است خامی ما

خدای را گذر ای بخت بر سراب انداز

ز خود جدا شو و همراهی برهمن کن

ز خود تهی شو و سجاده بر شراب انداز

رمید صبحِ طرب، دل منِه به یک‌ دم عیش،

رسید بخت سفر کرده، فرش خواب انداز

گرت هواست که با عشق هم‌پیاله شوی

هزار میکده از خون دل شراب انداز

مده عنان تعلق به حسن هر ذره

برآر دستی و بر فرش آفتاب انداز

نه مرد ورطهٔ بحر حقیقتی، عرفی

برو سفینهٔ تقلید بر سراب انداز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۲کونین مست و بادهٔ نابی ندیده کس
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۳چون آمد جان به لب، زانگونه شد محو تماشایش
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۴گفتم نکنم ز کین فراموش
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۵امشبم کشت غمت، عشرت فردای تو خوش
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۶کی دل به جهان بنگرد و ناز و نعیمش
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۷به گوش صبر دلا نالهٔ شبانه مکش
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۸آن گه که تو باشی در مردن نگرانش
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۹منم که می کنم از درد بی کرانهٔ خویش
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.