پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۴

گفتم نکنم ز کین فراموش

در حشر مکن همین فراموش

کو زخم کرشمه ای که از ذوق

بر لب شود آفرین فراموش

خون جوش نمی زند ز خاکم

از کشته مکن چنین فراموش

صیدی گذرد که از خرامش

صیاد کند کمین فراموش

از نکهت او نسیم کرده است

بوی گل و یاسمین فراموش

صد شکر که صاحبان خرمن

کردند ز خوشه چین فراموش

جسم ار نه مطیع امر باشد

دانسته کند مکین فراموش

وین کاش گرم چو باد ناید

دنیا شودم چو دین فراموش

از بیم شکوه بر زبانم

چون گریه در آستین فراموش

می می کند از کرشمهٔ تو

افروختن جبین فراموش

از کلک من ار غذا گرفتی

کردی مگس انگبین فرموش

یاران بکنید یاد عرفی

می خواستمش چنین فراموش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۶کی دل به جهان بنگرد و ناز و نعیمش
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۷به گوش صبر دلا نالهٔ شبانه مکش
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۸آن گه که تو باشی در مردن نگرانش
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۹منم که می کنم از درد بی کرانهٔ خویش
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۰کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش
  6. غزل شمارهٔ ۳۹۱ملک به سهو نویسد چو نامهٔ ستمش
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۲چون ز چشمم رود آن خون که زند بر دل خویش
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۳میل دارم کز می غم در بهشت آیم به هوش
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.