پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۹۳

میل دارم کز می غم در بهشت آیم به هوش

یعنی اندر بزم آن حورا سرشت آیم به هوش

میل آن دارم که باز از بادهٔ شوق صنم

در حرم بی هوش آیم، در بهشت آیم به هوش

میل آن دارم که بی باکانه با شوخی بزم

مست و خوش بیرون روم، در طرف کشت آیم به هوش

میل آن دارم که مست افتم به گلزار ارم

وز ترنم های مرغان بهشت آیم به هوش

مستی از اندازه بیرون گر رود، عرفی فتد

بر دماغ خشت خم، کز بوی خشت آیم به هوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹۵پا به دامن درکش ای دل و ز جهان ذلت مکش
  2. غزل شمارهٔ ۳۹۶شهید او که بود آب و رنگ یاقوتش
  3. غزل شمارهٔ ۳۹۷دوش در صومعه آمد صنم باده فروش
  4. غزل شمارهٔ ۳۹۸تا کی از گریه توان منع دو چشم تر خویش
  5. غزل شمارهٔ ۳۹۹درمانده ام به صحبت امید و بیم خویش
  6. غزل شمارهٔ ۴۰۰بحمدالله که جان دادم بدان تلخی ز بیدادش
  7. غزل شمارهٔ ۴۰۱از یاد برده ام روش مهر و کین خویش
  8. غزل شمارهٔ ۴۰۲جان می رود ای اشک ز دنباله روان باش
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.