پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۲

کونین مست و بادهٔ نابی ندیده کس

سیراب دو عالم و آبی ندیده کس

مردند تلخ کام جهانی و هیچ گاه

در جام عشوه زهر عتابی ندیده کس

مخمور نیمه مست فراوان بود، فغان

کز جام لطف مست و خرابی ندیده کس

دردا که طفل طالع ما یافت تربیت

در عالمی که فصل شبابی ندیده کس

در عهد جور لطف تو دست امید را

گیرندهٔ عنان و رکابی ندیده کس

فریاد ازین غرور که در صید زیرکان

زان ترک نیم مست شتابی ندیده کس

موسی ندیده ور نه به اکرام یک نگاه

صد جلوه کرد حسن و حجابی ندیده کس

عرفی در آ به زمرهٔ مستان، کزین گروه

آلودهٔ گناه و ثوابی ندیده کس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۴گفتم نکنم ز کین فراموش
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۵امشبم کشت غمت، عشرت فردای تو خوش
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۶کی دل به جهان بنگرد و ناز و نعیمش
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۷به گوش صبر دلا نالهٔ شبانه مکش
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۸آن گه که تو باشی در مردن نگرانش
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۹منم که می کنم از درد بی کرانهٔ خویش
  7. غزل شمارهٔ ۳۹۰کجاست نشتر مژگان دوست تا دل ریش
  8. غزل شمارهٔ ۳۹۱ملک به سهو نویسد چو نامهٔ ستمش
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.