پرش به محتوای اصلی
عرفی عرفی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۹

به لب آرام گیر ای جان غمگین یک دمی دیگر

که شاید در حریم سینه بفریبد غمی دیگر

چو گردم تنگدل شرح غمت هم با غمت گویم

که در شرع محبت کفر باشد محرمی دیگر

هم از غم تنگدل گشتم هم از شادی، که را خوانم

که بنماید دلم را ره به سوی عالمی دیگر

گهی گردد عرقناک از حیا، گاهی ز می، هر دم

گلستان جمالش تازه دارد شبنمی دیگر

شهید غمزهٔ او نیستم، حسرت به تیغم زد

بهل ای همدم این شیون، به پا کن ماتمی دیگر

قدم چون رنجه فرمودی به بالینم، مرو در دم

به غایت مشرفم بر مرگ، بنشین یک دمی دیگر

مشو ایمن گرت بر مسند جم دهر بنشاند

که هر دو روز گردد مسند آرای غمی دیگر

کفن شویم به خون دیده، نی در چشمهٔ زمزم

پرستار صنم را هست، عرفی، زمزمی دیگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۱همین معامله ما را بس است با زنار
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۲العطش ای عشق، تلخ آبی به خاک ما بریز
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۳جان رفت و سوزد از تو دل ناتوان هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۴ای دل ز شوق آن مه نامهربان بسوز
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۵مده تسلی ام از صلحِ بیم دار هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۶مُردم و دارد جمال او دلم روشن هنوز
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۷داغ داغم کرد یأس و طالب کامم هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۸دیده ام پژمرده و حیران گل رویم هنوز
همه‌ی غزلیات ←

عرفی درباره‌ی عرفی

مولانا محمد بن خواجه زین‌الدین علی بن جمال‌الدین شیرازی ملقب به جمال‌الدین و متخلص به عرفی از مشاهیر و شعرای شیراز در قرن دهم هجری است. وی درسال ۹۶۳ هجری قمری متولد شد. در زادگاهش به تحصیل علم و دانش پرداخته و به قدر توان در موسیقی و خط نسخ مهارت بدست آورد. از جوانی به سرودن شعر تمایل داشت، دیری نپایید که در شیراز شهرت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.